
وقتی می ریم سر مزار داداشم، یه سری آدم کج و کوله یا معتاد میان و فاتحه می خونن و دعا می کنن. مامانم همیشه دست می کنه هزار تومن، دو تومن یا هر چه قدر همراهش باشه بهشون پول می ده. هر چی می گم مامان اینا درآمدشون از ما هم بیشتره یا بعضیاشون معتادن، نده بهشون! مامانم چیزی نمی گه! بعضی وقتا هم برای اینکه من حرص نخورم می گه باشه! اما دفعه بعد دوباره پول می ده! احساس می کنم مامانم وقتی می بینه یکی داره به عزیزش لطف می کنه (ولو در حد خودن یه حمد و سوره)، هر چند از روی ریا یا برای پول یا هر چیز دیگه، ته ...
ادامه مطلب